تبليغاتX
تئاتر - نان و همه چیز ...
یادداشتهایی درباره ی تئاتر و رخدادهای تئاتری و همه چیز
بوی بهار یادآور شیرین ترین خاطراتم در دوران کودکی است بهار با آنهمه قشنگی هایش عطر گلهای بهاری و شکوفه های دلفریبش...

طعم شیرین خانه تکانی و فرشهایی که از بام تمام خانه های شهرمان آویزان می شد پنجرهای نیمه باز که دست مهربان مادرانمان گرد و لک روی آن را می ربود .

بوی اسکناسهای تا نخورده از لای قران .لبخند شیرین پدر . و غذاهای خوشمزه ی شام شب عید...

آی ای تمام عیدهای رفته یادتان به خیر...یادتان به خیر...

سلام به همه دوستان خوبم .سال نو مبارک .امیدوارم سالی سرشار از سلامتی و موفقیت در پیش رو داشته باشید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 1:21  توسط الهه زحمتی  | 

رسول ملاقلي‌پور در گذشت
تاریخ درج: 15 اسفند 1385 ساعت 16:50 تاریخ تایید: 15 اسفند 1385 ساعت 17:34 تاریخ به روز رسانی: 15 اسفند 1385 ساعت 21:16  
     
  
ايران - همشهري آنلاين:
رسول ملاقلي پور، كارگردان صاحب نام سينماي دفاع مقدس و سازنده فيلم‌هايي مانند مزرعه پدري و ميم مثل مادر، درگذشت.

به گزارش خبرگزاري‌ها، وي كه در حال تهيه مقدمات ساخت فيلم مستند «شش گوشه عرش» درباره حرم امام حسين (ع) و بازنويسي فيلمنامه «عصر روز دهم» بود، روز سه شنبه15 اسفند (6 مارس) در اثر سكته مغزي به ديار باقي شتافت.

ملاقلي‌پور كه براي كار روي فيلمنامه خود به نوشهر رفته بود و در منزل يكي از دوستانش سكونت داشت، صبح سه‌شنبه سكته كرد و پيش از رسيدن امدادگران اورژانس جان سپرد.

او پيش‌تر دو سكته قلبي را از سر گذرانده بود.

ملاقلي‌پور در سال 1334 در تهران به دنيا آمده بود. وي در نخستين روزهاي انقلاب عكاسي را به صورت آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ به طور حرفه‌اي اين كار را ادامه داد. او بعداً به ساخت فيلم‌هاي مستند جنگي پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 ميليمتري ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد. ملاقلي‌پور در سال 1361 با فيلم «مرگ ديگري» ساخته محمدرضا هنرمند به عنوان مدير صحنه وارد سينما شد.

 او نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام نينوا با دوربين 16 ميليمتري ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفه‌اي راه يافت. از ديگر فيلم‌هاي وي مي‌توان به «بلمي به سوي ساحل» 1364، «پرواز در شب» 1365، افق 1367، مجنون 1369، خسوف 1371، پناهنده 1372، سفر به چزابه 1374، تا آخرين نفس (نجات يافتگان) 1374، كمكم كن 1376، هيوا 1377 ، نسل سوخته 1387،قارچ سمي1380، مزرعه پدري1381 و ميم مثل مادر1385 اشاره كرد.

ملاقلي‌پور برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني براي فيلم هيوا از هفدهمين جشنواره فيلم فجر در سال 1377، نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم (قارچ سمي)، نامزد دريافت تنديس زرين فيلم منتخب انجمن نويسندگان و منتقدان (قارچ سمي)، برنده لوح زرين بهترين فيلم سال (نسل سوخته) و برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني (هيوا) شده بود.

پيكر رسول ملاقلي پور ساعت 9 صبح روز پنج‌شنبه 17 اسفند از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود و مراسم بزرگداشت او روز شنبه نوزدهم اسفند، مصادف با اربعين سالار شهيدان، از ساعت 16 الي 17:30 در مسجد امير واقع در خيابان كارگر شمالي، مقابل پمپ بنزين برگزار خواهد شد.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 23:44  توسط الهه زحمتی  | 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين بخش همچنين 3 فيلم ايراني نيز به روي پرده مي‌رود.
فيلم‌هاي "خون بازي" به كارگرداني رخشان بني اعتماد، "باز هم سيب داري" به كارگرداني بايرام فضلي و "چند روز بعد" به كارگرداني نيكي كريمي آثار ايراني اين بخش از جشنواره فيلم فجر هستند.
برپايه اين گزارش ، فيلم‌هاي خارجي "شبكه تلويزيوني" ساخته ايلماز اوردوگان محصول تركيه ، "آنچه با برف مي‌آيد" ساخته كي چيتا رونگيشي محصول ژاپن ، "بوينوس آيرس 1977 " ساخته آدريان كايتانو محصول آرژانتين، "وندي عزيز" ساخته توماس وينتربرگ محصول مشترك دانمارك ، فرانسه، آلمان و انگلستان ، "الهه هزار توي جنگل" ساخته گيلرمو دل تورو محصول اسپانيا ، مكزيك و آمريكا ، "ملكه شياطين ساخته يوجيرو تاكيتا محصول ژاپن ، "توتسي" ساخته گاوين هود محصول مشترك آفريقاي جنوبي و انگلستان، "گودال" ساخته كارلوس مارتين فريرا محصول اسپانيا.....

"شرافت سلحشوران" ساخته آلبرت سرا محصول مشترك فرانسه و اسپانيا ، "سيزده" ساخته ژلا بابلواني محصول فرانسه و گرجستان ، "زماني در آوريل" ساخته رائول پك محصول فرانسه ، آمريكا و روآندا ، "خيانت" ساخته فيليپ فائوكون محصول فرانسه و "وراج" ساخته ژان لابورن محصول فرانسه در اين بخش از جشنواره به روي پرده مي‌روند.

بخش جشنواره جشنواره‌ها از بخش‌هاي بين المللي جشنواره فيلم فجر است كه به‌صورت غيررقابتي برگزار مي شود.


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 0:0  توسط الهه زحمتی  | 


داوود رشيدي، بازيگر و پيشكسوت حوزه تئاتر، سينما و تلويزيون گفت:«بايد شرايطي فراهم شود كه نمايش‌هاي شركت كننده در جشنواره با يكديگر رقابت داشته باشند؛ چرا كه ابعاد رقابت همواره موجب شور و شوق بيشتر شركت كنندگان مي‌شود.»
به گزارش سايت ايران تئاتر، وي‌ اظهار داشت:«برگزاري جشنواره تئاتر فجر و اجراي نمايش‌هاي شركت كننده بايد در سطح تمام مناطق شهر باشد؛ چرا كه در اين صورت همه مردم امكان تماشاي آثار نمايشي را مي‌يابند.»
اين بازيگر كه با نمايش"زمين مقدس" در جشنواره حضور دارد، در ادامه سخنانش افزود:«با توجه به حجم جمعيت تهران و وجود معضلاتي چون ترافيك، شركت در جشنواره و حضور در تالارهاي وحدت، مجموعه تئاترشهر و يا تالار مولوي براي ساكنان شمال، جنوب و يا شرق و غرب شهر كار چندان ساده‌اي نيست و بايد در تدارك ايجاد تالارهاي مناسب در سطح شهر باشيم و يا امكاناتي فراهم شود تا تالارهاي موجود كه در اختيار ادارات و سازمان‌هاي مختلف هستند، براي ايام جشنواره به صورت اجاره در اختيار تئاتر كشور قرار گيرد.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 23:12  توسط الهه زحمتی  | 

ایام سوگواری اقا امام حسین (ع)و یاران بزرگوارشان بر تمام مسلمانان تسلیت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 0:40  توسط الهه زحمتی  | 

سلام خوبید ؟منم بد نیستم فقط امتحانات بد جوری کلافه ام کرده...جونم براتون بگه گاهی بعضی چیزا بعضی از دوستان رو بد جوری اذیت می کنه راستش نمیدونم چرا اینقدر گرفتار ما هستند  .خوبه وقت هم برای اینجور بحث ها دارند آدمهای فوق العاده بی کار و کم مغز به خاطر بعضی چیزا در حال انفجار هستند مواظب باشید ...

گاهی از خودم میپرسم واقعا کی با کی دوسته؟؟؟نگاش که بکنی معصومانه ترین قیافه رو برات می گیره حرف که بزنی برات میمیره اما وقتی می ره چیزایی درباره ات می گه که ازش وحشتت می گیره به خودت می گی من با یه اژده های هفت سر دوستم....یا با یه ادم...

دلم به حال اینجور ادما می سوزه چون شبها خواب به چشاشون نمیاد همهاش دنبال سوژه اند اونا ادمهای مریضی هستند که اسمشون بضی وقتا دوست....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 23:42  توسط الهه زحمتی  | 

دوباره فصل امتحانات دارد شروع می شود یک انبار درس ریخته روی سرم که باید همه را مطالعه کنم شاید بعد از این دوره ی سخت کمی هم بتوانم یک نفس راحتی بکشم از این حرفهای خسته کننده  بگذریم . چند وقت پیش کار قشنگ آقای قائمیان و خانوم بهرام رو در تهران دیدم جایتان خالی نمایش قشنگی بود .آنقدر بازیها زیبا بود که جای حرف نگذاشته اند واقعا دست مریزاد

اما  در فرصت کوتاه دیدارمان با خانوم بهرام نتوانستم راجع به سوالهای بیشمارم پاسخی از ایشان بگیرم اما کاش فرصتی می شد تا از ایشان در همین شهر خودمان پذیرایی می کردیم و در یک دیدار خوب از ایشان می پرسیدم چطور توانسته اند بی نظیرترین بازیگر تئاتر کشورمان باشند چه سختی هایی را متحمل شده اند و ...

امیدواریم در یک فرصت خوب اما نه خیلی دور ایشان رادوباره ببینیم و از ایشان یاد بگیریم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 23:51  توسط الهه زحمتی  | 

وقتی شنیدم قرار ه جشواره ی تئاتر منطقه ی ۱ کشور در اردبیل بر گزار شه  خیلی خوشحال شدم دلم لک زده بود برای دیدن یه نمایش...با هزار و یک مکافات  ازدرس و دانشگاه زدم و اروین کوچولو رو هم به مامان سپردم و توی سرما سرد و سوزناک اردبیل خودمو به سالن تئاتر رسوندم خیلی وقت بود دوستای خوب تئاتریمو ندیده بودم همه با شوروشوق زیاد اومده بودند سالن ها پر بودند مثل سالهای قبل تو جشنواره های خودمون...در هر حال از این همه اضافات اگه بگذریم چشتون روز بد نبینه بعد از اون همه تلاش برای دیدن یه چند تا کار خوب متاسفانه دریغ از یک کار شسته روفته ی خوب...اصلا نمیشه توصیف کرد.وقتی نماش ها تموم می شد صدای تشویق جمعیت همه جا رو پر کرد نه برای اینکه یه کار خوب دیده بودن نه...برای اینکه از یه کار طولانی بدون ریتم وخسته کننده خلاص شدنه بودند...گاهی وقتا کف زدن هم معنی خاص خودشو داره مواظب باشیم...!!

یه چیز دیگه هم باید بگم اینکه قدر تئاتری های شهر خودمون رو بدونیم بهشون ارزش بدیم و خودمون رو دست کم نگیریم  اینو به خیلی های دیگه هم باید گفت که به هنرمندای بی ادعای شهرمون توجه کنن.

و مطلب اخر اینکه امروز تو جشنواره خانوم آقای جلایی رو دیدم(روحش شاد)یه چیزی گفت که دلم گرفت گفت امروز پنج شنبه ست منم برای همین اومدم چون اونم اینجاست من مطمئنم و بعد چشاش پر اشک شد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 23:4  توسط الهه زحمتی  | 

سلام به همه ی دوستان خوبم

مدتهاست که فرصتی برای سر زدن به وب را ندارم برای همین از تمام دوستانم پوزش می خواهم .

پاییز برگ ریزان هم کم کم دارد بار وبندیلش را جمع می کند تا به خاطرها بپیوندد و زمستان سرد شهرمان بزودی آغاز می شود...

یادش بخیر برف بازی های کودکانه و آدم برفی های کج و کوله ایی که می ساختیم یادش به خیر...!پسرم کم کم دارد بزرگ می شود تقریبا یک ساله ...چه زود عمر می گذرد انگار همین دیروز بود که با لبخندها و گریه های شیرنش پا به خانه ی کوچکمان گذاشت و شد عزیزترینمان...حالا چه زیبا خوابیده...

اروین کوچولو تولدت مبارک.       مامان (دپ)

بزودی با مطالب تازه در خدمت دوستان خوبم خواهم بود

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 22:54  توسط الهه زحمتی  | 

مدتی ست به خاطر مشغله ی کاری اصلا فرصت سر زدن به خانه کوچکم در این سرزمین بزرگ و مجازی را ندارم و از همه ی دوستان عزیزم شرمنده ام کار در این تایستان گرم و سوزان امان همه را بریده شبها آنقدر خسته به خانه می رسم که به تنها چیزی که می توانم فکر کنم خوابیدن ست و بس...این را گفتم تاهمه دوستانم از من گله مند نباشند انشاا... همین که کار این سریال تلویزیونی تمام شد به همه دوستان سر خواهم زد .

اما ...اما ...چقدر دلم برای تئاتر تنگ شده به قول توحید هر سال اینروزها بازار تئاتر شهرمان داغ داغ بود اما امسال همه مشغول کار تلویزیونی هستند از طرفی هم تغییراتی که در روندجشنواره های تئاتر ایجاد شد مزید بر علت این سردی حاکم بر تئاتر شهرمان است در این تابستان سوزان...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:15  توسط الهه زحمتی  |